انسان موجودی مختار و انتخابگر است. قدرت انتخاب به او کمک می کند تا آنچه را که می پسندد، بپذیرد. انتخاب، بهترین دلیل برای پذیرش مسئولیت رفتار است. رفتار ما یعنی هر آنچه از ما سر می زند بر پایه انتخاب آگاهانه یا ناآگاهانه ما شکل می گیرد. پس اگر فردی حالش خوب است برای این است که حال خوب را انتخاب کرده و اگر حالش بد و ناخوش است آن هم بخاطر این است که خودش آن را خواسته است، حتی کسی که دچار بیماری روانی واختلال شده ،آن هم بخاطرانتخاب اوست. او با قبول بیماری و تسلیم خُلق خود را خراب کرده است به همین خاطر دچار افسردگی ، اضطراب و عصبانیت و... شده است. در حقیقت او احساس غم و ناراحتی و عدم رضایت را انتخاب کرده است. برخی امور از محیط بر ما اصابت می کنند و در حیطه کنترل ما نیستند و توانایی جلوگیری آن ها را نداریم. مانند تغییر و تحولات ژنتیک که در رشد اتفاق می افتد( نقص عضو و معلولیت جسمانی و روانی مادر زادی) و یا مسائل اقتصادی و سیاسی وبلایای طبیعی و غیرطبیعی که تحت کنترل ما نبوده و خواستار آن ها نیستیم .گاهاً محکوم شرایط و عواملی می شویم که نقشی در بروز آن ها نداشته ایم ولی تاثیراتش بر ما وارد می شود. طبیعتاً ما آن ها را دوست نداریم و انتخاب ما هم نبوده ولی حالا که آمده ما را دچار مشکل کرده است ما می توانیم آن را به رسمیت بشماریم و وجود نامبارکشان را خیر مقدم بگوییم وبا انتخاب روش کنار آمدن اقدامات متناسب با توجه به شرایط انجام دهیم و از ظرفیت ها و توانایی های دیگر غافل نشویم و با تغییر فکر و عمل و انتخاب سبک زندگی موثرتری با آن ها برقرار کنیم، ولی سوال اینجاست که این افراد چگونه با مشکل خود کنار بیایند و اندیشه مقصر یابی را کنار بگذارند و از بند مقایسه خود با دیگران رهایی یابند، چگونه فکر خود را از شرایط غیر ارادی که باعث بروز مشکل شده است نجات دهند. به نظر می رسد گردن نهادن بر قضا ، سرنوشت ، توکل بر خالق هستی و اتصال معنوی با مسئول کائنات راهکار مناسب فکری در این گونه مشکلات باشد. این تفکر فرد را از کشمکش های درونی آزاد کرده و او را آماده کنار آمدن با شرایط میکند، زیرا هنگامی که ذهن از ویروس های بهانه گیر آزاد شود با خلاقیت و نوع آوری راه های ارضاء نیاز ها ی اساسی مانند بقا ، پیشرفت و تعلق خاطر را پیدا می کند و از زمان حال بهتراستفاده می کند. پذیرفتن مقام رضا و راضی شدن به تقدیر و پناه بردن به خدای مهربان، بهترین راه غلبه بر ناامیدی است . باور به این که خدا ی حکیم و دانا در هر شرایطی یاور و پشتیبان مامی باشد، بهترین سرمایه حرکت و تلاش است. به تعبیر مولوی:
چونکه بی آتش مرا گرمی رسد راضیم گر آتشش ما را کشد
با ترک ظاهر اندیشی و پا گذاشتن بر قلمرو باطن اندیشی و شناختن ارزش اراده و مشیت الهی فرد بر مقام خوشنودی و رضایت بیشتری از خود ، جهان و دیگران خواهد رسید . همانطور که از بایزید پرسیدند چه می خواهی گفت، آن خواهم که هیچ نخواهم و فراتر از آن سخن مولوی است که می گوید:
از رضا که هست رام آن کرام جستن دفع قضاشان شد حرام
افرادی که در قضا و بلا و محرومیت بر دامن پر مهر رضا و عشق خدا چنگ می زنند، چنان لذت و ذوقی را تجربه می کنند که راه خلاص شدن از حکم الهی را نوعی ناسپاسی می دانند.
در قضا ذوقی همی بینند خاص کفرشان آید طلب کردن خلاص
ذوالقدر- دی 95
برچسب:
نویسنده: مهسا زارعیپور